مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۹۵، ۱۴:۴۲ - اشنای غریبه
    عاشقتم


ما تو اردوگاه سربازی داشتیم که هیچی رو قبول نداشت ، نماز نمی خوند

راهیان نور رو حرکتی بی مورد می دونست ، اصلا اعتقاد به ولایت فقیه نداشت ، از خادم ها هم دوری می کرد هیچ کدوم از بچه ها دوست نداشتن حرفهای این سرباز رو بشنوند .

دائم نق می زد و طعنه ، حتی خود من چند بار خواستم نصیحتش کنم بی فایده بود

با سید موضوع رو مطرح کردم میلاد گفت حواسم هست اون رو بسپر به شهدا ان شاالله که تحولی پیش بیاد.

با روش خاص خودش با اون لبخند قشنگش با اون سرباز رفیق شد چند روزی رو حسابی با هم عیاق شده بودند سید رو می دیدم که دائم با اون سرباز صحبت می کرد 

با هم دیگه می رفتند روستاهای اطراف اردوگاه می گشتند و حسابی رفیق شده بودند 

حتی موقع غذا کشیدن هم می رفت کنار اون سرباز کمکش می کرد با هم غذا می کشیدند

هی سید جااااااااان

گذشت یه شب تو اردوگاه بی خوابی زده بود به سرم رفتم داخل چادر تنها باشم در کمال ناباوری صحنه عجیبی رو دیدم ، !!!!! اون سرباز داشت نماز می خوند !!! تعجب کردم

اصلا باورم نمی شد ...خدایا چی شده این داره نصفه شبی نماز می خونه 

وایسادم تا نمازش تموم شد رفتم سراغش گفتم دیوونه شدی تو که نماز واجبم نمی خوندی ، به ولایتت توهین می کردی حالا چت شده ؟؟گفت احسان جان خواهش می کنم هیچی نپرس دیدم تنها باشه بهتره اومدم بیرون

فردا صبح به سید گفتم 

چشمهای سید برق قشنگی زد گفت احسان قارداش (داداش)

 الحمدالله شهدا بهش نظر کردند و یه نفر رو به تعداد رفقاشون اضافه کردند

من کوچیک همه شهدا هستم 

با انگشتای دستم حساب کردم کمتر از نه روز سید اون سرباز رو به شهدا وصل کرده بود

دیگه نمازاش رو می خوند اوایل خجالت می کشید بیاد نماز جماعت ولی یواش یواش اومد

صورتش رو ریش و محاسن گذاشته بود گفتم تو که صورتت رو با تیغ می زدی گفت سید میلاد بهم گفته حرامه منم دیگه هرگز این کار رو نمی کنم.

سید میلاد خیلی برای این بچه ها زحمت کشید چند ساعت بیشتر تو شبانه روز نمی خوابید

زود بیدار می شد

بعضی شبها بلند می شدم می دیدم نیست می رفتم می دیدم تو چادرها نشسته پیش بچه ها داره از شهدا براشون میگه.

کانال شهید مدافع حرم پهلوان آقا سید میلاد مصطفوی 

@ShahidMiladMostafavi

  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">