مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات


حاج محمود شفیعی

از بچه های خوب اسلامشهر

پدرشون میوه فروشی دارند

اولین بار تو هیئت امین الزهرا س دیدمشون

مصطفی محمودی اشاره کرد و معرفی کرد و گفت حاج محمود بزرگتر ماست دقیقا مثل همین عکس خندید و محکم منو تو بغلش گرفت و روبوسی کردیم و شوخ طبع و دوستداشتنی

بعد قرار شد با ماشین خودش منو برسونه تا قم، اول رفتیم جلوی مغازه پدرش بقول خودش یه مقدار دست برد بزنیم به میوه ها

میوه تا قممونو  تامین کرد و بعد تو راه گفت حاجی شام خبری نیستا خلاصه شام همین میوه هاست...هیات که میدونی جهادیه اینا بسیجی ن...

بهش گفتم شما با این مشغله ماشین میدادید رفقا میرسوندنمون...تا اینو گفتم بلند خندید و گفت عمرا دیگه به اینا ماشین بدم یه بار زنگ زدن بهم ماموریت بودم گفتن هماهنگ کنم خونه که بروند ماشین و بردارن چندساعتی نیاز دارن...آقا چشت روز بد نبینه از ماموریت برگشتم دیدم 10روز ماشین دستشون بوده و بارها باهاش رفتن کرمانشاه برا اردو جهادی...البته اینم با شوخی میگفت حقیقتش دلش زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رو میخاست

چندبار دیگه تو هیات دیدمش و خوش و بش طبق معمول و کمی سر به سر مجتبی و مصطفی و بقیه میذاشت...

بعد گفت حاجی از این به بعد کمتر هیات میام چون خونه مو بردم وارمین(قابل توجه اونایی که به شهدای مدافع حرم عنگ پول و مال و منال میزنن..بچه اسلامشهر بود و خونه شو هم که تغییر داد رفت ورامین)

آخرین باری که دیدمش اومده بود جلوی مجتمعمون دنبالم بریم هیات، اومدم تو محوطه مجتمع دیدم با نگهبان رفیق شده از بس خوش خلق و خوش قلب بود..رفتیم بنزین زدیم وقت اذان شد گفت اول نمازمونو بخونیم...خوندیم به جماعت.سوار ماشین شدیم شروع کرد با لهجه اصفهانی صحبت کردن هر وقت حاج محمودو میدیدم دلم میخاست ساعتها باهم باشیم اصلا خسته نمیشدم.کلی خنده و صفا و شوخی..نزدیکای اسلامشهر که شدیم گفت حاجی من امشبم توفیق ندارم بمونم برا جلسه ولی وارمین مراسم میگیریم یه بار باید بیایی.منم گفتم چشم.

اخلاصش و اشکاش، لیدر فرهنگی بودنش، خوش اخلاقیش، اهل پز دادن نبود هیچوقت رو نکرد نیرو قدسی هست، آرامشش، تواضعش، معنویتش، بی ادعا بودنش و...هیچوقت یادم نمیره

حاج محمودعزیز میگن شهید شدی ولی ما چشم انتظاریم هنوز

دلم هوای خوبیهاتو کرده و دلتنگ توام

 آقا محمودرضا

  • خادم اهل بیت (ع)

محمودشفیعی

نظرات  (۷)

  • وبلاگ سایت حاجت
  • آقای محمود شفیعی چند سال پیش که حلقه های صالحین مسجدمون میرفتم، مسئول حلقه بود و خیلی اخلاق خوبی داشت. تازه امشب فهمیدم مفقود الاثر شده. :((
    باهم فامیلیم. خاطراتش از بچگیم تا چند سال پیش جلو چشامه و واقعا به درستی اخلاقیاتش رو گفتید. دلمون واسه خندهاش تنگ شده انشاالله برگرده.
    پاسخ:
    ان شاالله که چشم انتظاری شما به پایان برسه
    خوشحال میشیم خاطراتتون با ما درمیون بگذارین برادر راههای ارتباطی با ما در قسمت تماس با من قید شده
    انشالا دستمونو بگیره
    پاسخ:
    الهی آمین ...
    سلام دوستان اجازه بدهید مرده پرست نباشیم حاجی مرد کامل بود از بچگی جنسش با ما فرق می کرد تو سختی ها تنها بود هیچ کس پشتیبانش نبود همه چیزش خدا بود کارهاش  ترا خدا بیاید فیلم بازی نکنیم راه محمود یدونه بود راه راست راه عملی اطاعت از ولایت فقیه   
  • معصومه شهبازی
  • محمود عزیز...
    هنوز باور نمیکنم که دیگه نمیخواد برگرده. پسر خنده رو و مهربون. ایشون و خانواده پدری ایشون از دوستان بسیار قدیمی خانواده ما هستند. آقا محمود واقعا متفاوت بود و فروتن.از سن خیلی پایین پرورش اخلاق رو درون خودشون شروع کردن. بدون اینکه ایشون بروز بده فهمیده بودیم که از بچه های نیروی قدسه.رفتنشو و شهید شدنش رو به شخصه حس میکردم ودر کوچه ومحله و بعضی اوقات مغازه پدرش که میدیدمشون نگاهم به ایشون مثل نگاه به یک شهید زنده بود.عاشق بچه های رزمنده دفاع مقدس بودن و........
    انسان بود به معنی واقعی

    پاسخ:
    ممنون که ویژگی های این برادر شهید روبرامون نقل کردین
    باسلام حاج محمود از بچه محل های قدیمی ما هست همیشه میوه هامون رو از پدر ایشان تهیه میکنیم خودشم بچه گلی بود امروز که به مهدیه رفتم بعداز حدود یکماه در همه مغازه های محل اعلامیه شهادتشون به چشمم خورد همینطور شوکه شدم خیلی ناراحت شدم از اینکه یه بچه محل باصفا رو از دست دادیم خلاصه بهش قبطه میخورم که به شهادت رسیده خدا روحش رو شاد ودر بهشت منزل بده آن شااله
    پاسخ:
    ان شااله
    باسلام حاج محمود اقا شفیعی فرمانده دوسداشدنی مهربان وانسانی صادق ودارای خصوصیات اخلاق دیندار ومردم دار بودهوهست تاابد ایشان را سه سال ازدوران سربازی اشنا شدم و خاطراتی خوب باهم داریم وتازه متوجه شدم به شهادت رسیده  خیلی حالم دگرگون شد ایشان به من قران خواندن حفظ تعلیم داد ای کاش میشد منهم  به درجه این بزرگوارن برسم والان از خدا وخود شهیدان مدافع اسلام میخوام منوبرسونن به اونی که منم راه بدن تابتوانم جای از این  دریای خورشان راه حق ازباطل باشم 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">