مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات

فرمانده شهید سید جعفر امیری

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۳۹ ب.ظ


عملیات البوکمال:

نزدیک ورودی شهر رسیدیم و پشت دیوار بلوکی مستقر شدیم،

 خانه ها پراکنده بودند

و بعد فضای باز بزرگی که تا اولین خانه های شهر، منطقه وسیعی را در بر می گرفت.

همین فضای باز و بدون پوشش پناهگاه، کارمان را کمی سخت کرد

اما با تلاش و مجاهدت کلیه نیروهای عمل کننده شهر بوکمال، در طول یک هفته توانستیم شهر را از تصرف داعش خارج نماییم.


این یک هفته سخت ترین و شیرین ترین روزهای عمرم بود؛

  خنده ها و گریه های زیادی دیدم اما با همه ی این ها بچه ها مصمم بودند تا  هرچه زودتر ریشه حضور داعش را در آن منطقه نابود کنند.


سرانجام پس از تثبیت موقعیت، خط را به نیروهای جایگزین تحویل دادیم.

و سپس با فرمانده و بچه ها به عقب برگشتیم.

 قرار شد چند روزی استراحت کنیم و بعد عملیات جدیدی را شروع کنیم.

از یک طرف فشار کار و مسئولیت و از طرف دیگر بیماری منجر به ضعیفی سید شده بود.

اواخر شب بود که برای سر زدن به اتاق سید رفتم

بعد از کمی احوالپرسی متوجه حال بد او شدم.

مجبور شدم سرم و آمپولی به سید تزریق کنم

تا کمی حالش بهتر شود.

سید با خنده می گفت‌: جان برادر آرامتر بزن

آنقدر که من از سوزن و آمپول میترسم

 از گلوله های دشمن نمیترسم.

از حرفش خنده ام گرفت ولی به حرف او یقین داشتم

سید از آن فرمانده هایی بود که همیشه در صحنه نبرد اول خودش جلو میرفت و بعد بچه ها را صدا می کرد

از همان فرمانده های شجاع...

آن شب چند ساعتی باهم حرف زدیم و روزهای خوب و بد جنگ را مرور کردیم سید از جانفشانی بچه ها، از معجزه هایی که به چشم دیده بود و... می گفت!

بلاخره عملیات بعدی شروع شد...

 به سمت خط حرکت کردیم،

 بچه ها پشت خاکریز و دیوارها پناه گرفته بودند

مسیر تردد مسیر خراب و خطرناکی بود و سید مجبور بود از موتورسیکلت برای بررسی وضعیت منطقه و راه نفوذ دشمن استفاده کند

همان روز اول عملیات،

 روز سخت و نفس گیری بود 

در همین رفت و آمد ها بود که موتور سید روی مین دشمن رفت و ناگهان به هوا پرتاب شد.

لحظات سختی بود سید نفس های آخرش را میکشید

 چند تا از بچه ها فورا بالای سر سید حاضر شدند

ولی در آن شرایط و موقعیت کاری جز دلداری و امید دادن نمی توانستیم انجام دهیم.

همان جا بود که تقدیر بر شهادت سیدجعفر رقم خورد.

مزار این شهید گرانقدر هم اکنون در بهشت معصومه(س) قم می باشد.

نامش ماندگار و راهش پایدار باد

@Sardaranebimarz

http://llink.ir/7ewz

  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">