مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۹۵، ۱۴:۴۲ - اشنای غریبه
    عاشقتم

نخبه جنگی

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۴۷ ب.ظ


در یکی از عملیات ها طرحی برای حمله ریخته شد که شهید توسلی با آن مخالفت کرد و اصرار داشت که طرح اشتباه است  ولی بقیه گفتند طرح درست است و نقشه آماده اجرا شد .  

در آغاز عملیات در ظرف 5 دقیقه 11 نفر از رزمنده ها شهید شوند .... بعد از عملیات فهیدیم که حق با شهید توسلی بود .   

حاج قاسم 

در یک عملیات چند گردان به طور مشترک در عملیات شرکت کرده بودند و همه گردان ها به جز گردان فاطمیون شکست خورده بودند . از حاج قاسم سلیمانی سوال کردند که نبرد را ادمه بدهیم یا عقب نشینی کنیم ؟ 

حاج قاسم گفت : آقای توسلی در عملیات هستند ؟ 

گفتیم : بله . حاج قاسم گفت : پس ادامه بدهید که ان شالله پیروزید 

ارتباط با خانواده

در ایامی که در جبهه بود توسط یکی از شبکه های اجتماعی با هم در ارتباط بودیم . ایشان معمولا اول روز یا آخر شب پیام ها را بررسی می کرد . خیلی کم مرخصی می آمد و اگر هم می آمد مجبور بود خیلی زود برگردد . تازه در همان مدت کمی هم که بود به دیدار خانواده شهدای مافع حرم می رفتند . مخصوصا شهید سید حسین حسینی که اولین شهید افغانی مدافع حرم بود که به گفته خود شهید توسلی ، خیلی حاجت ها در جریان جنگ از توسل به این شهید گرفته بود .

شهادت 

روز دوشنبه 9 اسفند 1393 بود . یک عده ای از بچه ها به فرماندهی ابو حامد در حال آزاد سازی تپه تل قرین در حومه صنعا بودند. یک منطقه را از نیروهای تکفیری باز پس گرفته بودند و خودشان را تثبیت کرده بودند . که جبهه النصره شروع می کند به شلیک خمپاره به مواضع بچه های فاطمیون . و یکی از آن موشک ها به مقر ابو حامد اصابت می کند و ابو حامد به همراه رضا بخشی به آرزوی دیرینه خودش می رسد .

خبر شهادت 

شب قبل از شهادت شان با هم از طریق شبکه های مجازی با هم صحبت کرده بودیم . آخرین پیامش گفت گوشیم شارژش داره تموم میشه ، نگران نباشید . التماس دعا .                                                                                                                    من هم نوشتم به خدا سپردمت . فردای آن روز در همین شبکه دیدم که یک نفر پست گذاشته است که فرمانده فاطمیون ، ابو حامد به شهادت رسیده است . اما چند دقیقه بعد تکذیب شد . از همان لحظه شروع کردم شماره شو گرفتم . اما خاموش بود . خیلی سعی کردم که بچه ها از حالتم متوجه چیزی نشوند . بچه ها را خواباندم . خودم خوابم نمی برد . داشتم با عکسش حرف می زدم که به خواب رفتم . با صدای اذان بیدار شدم . صدای اذان آرامش عجیبی در من ایجاد کرد . بعد از نماز سراغ گوشی رفتم  و دیدم زیر عکس اش نوشته اند : انا لله و انا الیه راجعون.

تشییع

14 اسفند 93 پیکر ابو حامد به همراه ابو فاتح و چند نفر دیگر از شهدا در مشهد تشییع خیلی خوبی شد  و بعد به خاک سپرده شدند . وقتی دیدم ابو فاتح و ابو حامد با هم تشییع و تدفین شدند یاد روزی افتادم که فاتح آمد و گفت : حاجی ! ابو حامد تکلیف من را روشن نمی کند . من هم خندیدم و گفتم : این دفعه احتمالا می خواد مسوولیت بهتری بهت بدهد و جای بهتری بفرستد تو را . 

وقتی کنار هم دفن شدند فهمیدم منظورش چه بود .

  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">