مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۵۳ - قالب رضا
    عالی


عرض ادب،خدمت بزگوار

نسبتتون با شهید سید حسین؟!

دختر بزرگ شهید هستم.

پدرم متولد سال 45 بودن و تحصیلات حوزوی داشتند.

هدف ایشون از رفتن به این سفر چی بود؟

پدرم خیلی به حضرت زینب س ارادت داشتند و همیشه خطبه‌های حضرت زینب رو برامون میخوندن 

و هدف اصلیشون دفاع از اسلام و شیعیان بود.

خیلی خیلی به صله رحم اهمیت میدادند همچنین همیشه نمازشان رو سر وقت میخوندند بسیار مهربان بودن و خیلی زیاد دختراشونو دوست داشتن.

به چه عملی مداومت داشتند؟!

همیشه بعد نماز صبح تا طلوع آفتاب قرآن میخوندن که خیلی برای ما دلنشین بود و روزه زیاد میگرفتند.

چند بار به سوریه اعزام شدند؟!

ودر سفر چندم به درجه رفیع شهادت نائل شدند؟

دو بار رفتن و برای بار دوم که زمان مرخصیشون رسید پیکرشون برگشت.

تقریبا چهار ماه اونجا بودن.

شما با اعزام پدر موافق بودید؟!

پدرم هفت سال جنگ طالبان رفتند و ما خیلی ایشون رو در کودکی ندیدیم برای همین وقفه ی چند ساله ما خیلی انس گرفته بودیم با ایشون اول که من خیلی مخالفت کردم ولی پدرم بازهم از حضرت زینب س و حضرت رقیه س گفتند و مارو راضی کردن.

در مورد لحظه ایی که صحبت از اعزام کردند بگید؟!

از اونجایی که از اعزام های اول بودند،چطور راضی کردند؟!

پدرم خیلی راحت و مصمم اعلام کردن و ما اون زمان اصلا از موقعیت سوریه و جنگش هیچ اطلاعی نداشتیم 

ایشون به ما گفتند من اونجا بهداری میرم و اصلا جنگ نمیرم .

به ما گفتند هیچکس خبر دار نشه و مخفیانه باید باشه. 

ما با حرفهای پدرم خیلی زود راضی شدیم .

شهید در کدام منطقه سوریه به شهادت رسید؟!

از نحوه شهادت برامون بگید!!

پدرم در حومه دمشق منطقه فروسیه همراه با شهید کلانی برای سرکشی به مناطق آزاد شده رفتند که خمپاره بینشان اصابت میکنه و هردو از ناحیه ران پاشون قطع میشه و پدرم درجا شهید میشن و شهید کلانی دو روز بعد شهید میشن .

همرزمانش که بعدا باهم صحبت کردیم میگفتند صبح جمعه ساعت 8 صبح یک خمپاره شلیک شد و تا فردا هیچ تیر و ترکشی شلیک نشد .

 انگار اون خمپاره مأموریت داشته و معلوم نشد از کجا شلیک شده.

پیکر ایشان به ایران بازگشت؟! ودر کجا آرام گرفت؟!

بله سه روز بعد از شهادت شون ایران رسید و در بهشت رضا مشهد قطعه شهدا دفن شد.

به نظر شما کدام عمل پدرتون باعث قبولی پیش حضرت زینب شد؟!

پدرم خیلی خیلی به ائمه اطهار ارادت داشتند و همیشه آرزوی شهادت میکردند .

بنظر من حضرت زینب س پرونده شهادت ایشون رو امضا کردن.

دیدار با رهبر انقلاب داشتید؟!

بله خداروشکر. فروردین سال جاری خدمتشون بودیم.

خواب پدر رو میبینید؟! حضورشون رو چطور حس میکنید؟!

اوایل شهادتشون تقریبا هر شب ولی بمرور کمتر شد خیلی خیلی واقعی و نزدیک منو در آغوش میگیرن و گرمای بدنشون رو احساس میکنم مادرم هروقت مریض احوال هستند پدرم به دیدنشون میرن.

دخترم با اینکه پدرم و ندیدن و چهار ماه بعد شهادت ایشون بدنیا اومد ولی همیشه میگه من آقاجون رو میبینم میاد خونه مامانی با من بازی میکنه منو بوس میکنه. 

دخترم هروقت سر مزارشون میریم با  ایشون صحبت میکنه و شعر میخونه بغل آقاجونش میشنه .

ودر اخر خاطره ایی،یا توصیه خاصی ممنون میشیم از بیانتون استفاده کنیم .

پدرم هیچوقت من یا خواهرم رو به پوشیدن چادر یا داشتن حجاب اجبار نکردن ولی با صحبت های دلنشین و توصیفات قشنگی که از حجاب برای ما داشتن ما خودمون بسمت حجاب و چادر مشتاق بودیم .

انشاالله من و خانوادم  لیاقت داشته باشیم تا ادامه دهنده راهشون باشیم و ایشون مارو شفاعت کنند .

.


  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">