مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
  • ۶ اسفند ۹۵، ۱۴:۴۲ - اشنای غریبه
    عاشقتم

گفتگو با یک شهید آینده

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۰۶ ب.ظ


جهاد و مقاومت » نهضت جهانی اسلام

عقل درخشان الکترونیک حزب‌الله؛

گفتگو با یک شهید آینده

کسی از دوستان و همسایگان نمی‌دانست او که هر روز فرزندانش را در بیروت خود به مدرسه می‌رساند و در بعلبک به تواضع، سخاوتمندی و کمک به فقرا شهره است، از فرماندهان بزرگ و عقل درخشان الکترونیک حزب‌الله است.

گروه جهاد و مقاومت مشرق - رضا مصطفوی، نویسنده و پژوهشگر می گوید: فرماندهان امنیتی حزب الله می‌دانستند حسان اللقیس پس از ترور عماد مغنیه هدف بعدی موساد است. اما این مغز متفکر الکترونیک حزب‌الله هیچ‌گاه رضایت نداد که برایش راننده یا محافظ بگذارند و همیشه تنها در بیروت یا بعلبک تردد می‌کرد و مانند مغنیه گاهی از تاکسی استفاده می‌کرد.

حسان اللقیس، در خانواده‌ای ثروتمند در بعلبک به دنیا آمد و در جوانی به مقاومت پیوست. در رشته‌ی مهندسی رایانه در دانشگاه آمریکایی بیروت تحصیل کرده بود و از وقتی سیدحسن نصرالله یکی از مسئولان حزب‌الله در بعلبک بود، رابطه‌ی نزدیکی با سید داشت.

در یکی از روزهای جنگ۳۳روزه، دشمن دریافت اللقیس در ساختمانی در منطقه الشیاح حضور دارد، ساختمان به سرعت بمباران و منهدم شد، البته اللقیس قبل از آن ساختمان را ترک کرده بود و پسرش علی‌رضای 18 ساله رخت شهادت پوشید.

در همان جنگ، خودرو او در منطقه‌ی مسیحی‌نشین گالری سمعان نزدیک ضاحیه با دو فروند موشک هدف قرار گرفت، اما از این ترور نجات یافت.

مدتی بعد دختر 15 ساله‌اش را در حادثه‌ای از دست داد. اما روحیه و نشاط و انگیزه‌ برای جهاد، همچنان در وجودش می‌جوشید.

کسی از دوستان و همسایگان نمی‌دانست او که هر روز فرزندانش را در بیروت خود به مدرسه می‌رساند و در بعلبک به تواضع، سخاوتمندی و کمک به فقرا شهره است، از فرماندهان بزرگ و عقل درخشان الکترونیک حزب‌الله است.

حاج حسان اللقیس ساعت ۱۰ شب سه‌شنبه دوازدهم آذرماه ۱۳۹۲ مقابل منزلش در بیروت، به آرزوی شبانه‌روزی‌اش رسید. 

۱۳۸۸ در سفری به لبنان، میهمان خانه‌اش در بعلبک شدیم. پس از ساعت‌ها گفتگوی دوستانه، از او پرسیدم: حالا که زدن شما راحت است، چرا نمی‌زنند؟

و پاسخ گرفتم که: هنوز تصمیم نگرفته‌اند...

و آنجا بود که فهمیدم دارم با یک شهید آینده سخن می‌گویم. او به شهادتش ایمان داشت و هر لحظه انتظارش را می‌کشید.

  • خادم اهل بیت (ع)

حسان اللقیس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">