مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

اسفند ماه هر سال برای اعزام به راهیان نور آماده می‌شد، از اواسط اسفند تا اواخر تعطیلات عید نوروز.

🔸در طول سال هم شدیداً درگیر مسائل راهیان نور، گروه راویان و یادواره‌های شهدا بود ...

🔺مى‌گفت: «اگر من پیگیر این مسائل [نشر معارف دفاع مقدس] نباشم، برای نسل بعد شما جنگ به یک افسانه تبدیل می‌شود؛ می‌شود یک قصه! دیگر کسی مفهوم شهید و شهادت را به‌درستی متوجه نمی‌شود» ...

 عکس نوشت:

شهید مدافع حرم رحیم کابلى، مناطق عملیاتى راهیان نور

 @labbaykeyazeinab

یک الگو بود

جمعه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۲۰ ب.ظ

شهید مدافع حرم مهندس حسن شاطرى (حسام خوشنویس) به روایت سردار دل ها حاج قاسم سلیمانى 

بسم رب الشهداء

‏‎شهید شاطری یک مدل بود. این مدل وقتی به لبنان رفت آنچنان فضای غم گرفته و خرابی ها را عوض کرد که هیچ کس مانند او نتوانست تبلیغ مذهب کند. شهید شاطری از این جنس بود. یک مدل بود، مدل رفتاری، مدل اخلاقی، یک الگو بود. لذا وقتی این فکر توی لبنان رفت، آنچنان این چهره غم‌گرفته در اثر این خرابه‌های وسیع را با رفتار خودش عوض کرد که من فکر نمی‌کنم هیچ کس به این اندازه توانسته تبلیغ مذهب کند.

‏‎شما به شاطری یک مدال نمی‌توانید بدهید. بگوییم "مرحبا شاطری این تپه را گرفت". "بزرگ‌تر از گرفتن یک تپه بود". "بزرگ‌تر از گرفتن یک جبهه یا یک منطقه بود". او با حقیقت عمل خودش و اخلاق خودش دل‌ها را گرفت، دل‌ها را تصرف کرد. لذا بزرگی‌اش وقتی نمایان شد که رفت. آن وقت شما باید می‌رفتید جنوب لبنان و می‌دیدید.

‏‎مسیحی‌ها برای کمتر شهیدی در کلیساهای خودشان و مناطق خودشان می‌آیند مجلس بگیرند. تمام مذاهب و ادیانی که در جنوب وجود داشتند برای شهید شاطری مراسم گرفتند.

‏‎صدور اخلاق کرد. صدور رفتار کرد. این ماندگار شد. در جای دیگری هم من او را دیدم. مردم آنجا که حکومت داشتند، نظامی داشتند، نظام داشتند ولی برای او دست تکان می‌دادند. در مشکلاتشان به او رجوع می‌کردند. این نمونه‌ها یک فرد نیستند، یک شهر نیستند، بزرگ‌تر از یک شهرند.

‏‎ بعضی وقت‌ها انسان یک فرد را از دست می‌دهد و برای از دست دادن یک فرد متاثر می‌شود که آن فرد عزیز باشد. بعضی وقت‌ها یک فرد به اندازه یک شهر است، به اندازه یک استان است. بعضی وقت‌ها بزرگ‌تر از یک استان است، به اندازه یک کشور است، نماد یک مذهب است. آدم افتخار می‌کند، لذت می‌برد. شیعه یعنی این! کدام قلب وجود دارد که تسلیم این نشود؟ ایران یعنی این! انقلاب اسلامی یعنی این! همه را تسلیم خودش می‌کند.

@labbaykeyazeinab


«لبخند شهیدانم آرزوست» ...

شهید مدافع حرم على محمد قربانى در جمع کودکان سورى

 @labbaykeyazeinab

" یارانے سفرڪرده "...

پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۹ ب.ظ

فرمانده حیدر

دلم"تنــگ"است

برای یڪ " دل‌تنگے " 

از جنس جا مانـدن...

کہ درمانش"رســیدن"باشد

رسیدن بہ قافلہ ی

" یارانے سفرڪرده "...

شهید محمدحیدر جنتی 

سالروز شهادت

 @jamondegan

راه سعادت رادرراه تو مےدانم

پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۴ ب.ظ

این شهدشهادت راهمراه تومےنوشم

چون راه سعادت رادرراه تو مےدانم

سامان دلم هستےدرپیش تومےمانم

لبیک شهادت راهمراه تومےخوانم.

شهیدمدافع حرم محمدرضا

شیبانی

سالروزشهادت

@jamondegan

توخلق شده اے تاراه آسمان رابہ مانشان دهے

پنجشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۸ ب.ظ



امروزروزتولدتوست

ومن هرروزبیش ازپیش

به این رازپےمےبرم 

ڪه توخلق شده اے

تاراه آسمان رابہ مانشان دهے

سردارشهیدمدافع حرم عبدالله اسکندری

تولدت مبارڪ 

ولادت:١٣٣٧/١/١٥

@jamondegan

از غیبت بیزار بود...(شهید علیرضا نوری

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ب.ظ


همسر شهید مدافع حرم علیرضا نوری:

از غیبت بیزار بود...

وقتی در جمعی نشسته بودیم ،به محض اینکه کسی شروع به غیبت میکرد بلند صلوات میفرستاد و نمیگذاشت که آن شخص به غیبتش ادامه بده.اگر به تذکرش اهمیت نمیدادند حتما مجلس رو ترک میکرد.

اینقدر این موضوع براش اهمیت داشت که مارو به غیبت نکردن عادت داده بود.

میگفت حیف است که آدم ثواب کارهای نیکشو به واسطه غیبت کردنش از دست بده.

و همیشه میگفت اگر حرفی که پشت سر شخصی میزنید راست باشد، غیبت حساب میشه و اگر دروغ باشد، تهمت است.

اگر به مهمانی میرفتیم که چندتا بچه خردسال مشغول بازی و شیرین زبانی بودن و بقیه سرگرم بچه ها میشدن خوشحال میشد.میگفت در خانه ای که بچه هست هیچ وقت غیبت وارد نمیشه..چون اهل خانه سرگرم بازی با بچه ها و از غیبت و بدگویی دیگران دور میشن.

در مدت 4سال و 9 ماه که توفیق زندگی با علیرضای عزیز را داشتم هیچوقت از ایشان غیبت و تهمت نشنیدم و واقعا معلم نمونه دین و اخلاق برای من و دیگران بود.

 @Agamahmoodreza

دختری که کنار مزار شهید محجبه شد

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۹ ب.ظ


همسر شهید مدافع حرم مطرح کرد؛

دختری که کنار مزار شهید محجبه شد

شهید جواد جهانی

بعد از دفن همسر شهیدم، دخترجوانی درحالی که ‌اشک می‌ریخت نزد من آمد و گفت اتفاقی به همراه دوستش سر مزار او رفته و شروع به درد دل کرده است که شب خواب شهید را می‌بیند و بعد از آن به کلی تغییر می‌کند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، مریم خلقی همسر شهید مدافع حرم «جواد جهانی» در خاطره‌ای از شهید اظهار داشت: یک شب برای صرف شام به پارک محل رفتیم. در آنجا افرادی که حجاب مناسبی نداشتند و صدای موسیقی خیلی زیاد بود حضور داشتند. اندکی که آنجا ماندیم شهید نتوانست بماند و گفت بلند شوید برویم که اینجا جای ما نیست.

وی ادامه داد: بعد از آن، هنگام تشییع پیکر شهدای غواص در هاشمیه، شهید از مسئولان مراسم پرسید که آیا این شهدا در پارک خورشید دفن می‌شوند یا خیر که جواب منفی دادند. آن زمان شهید بسیار تاسف خوردند که چرا برای پیشبرد اوضاع فرهنگی و عقیدتی در شهر از حضور شهدا بهره‌ نمی‌برند و آنها را از مردم دور می‌کنند به همین علت وصیت کرده بود خودش در پارک خورشید دفن شود و معتقد بود حتی اگر بتواند یک جوان را تحت تاثیر قرار دهد برایش کافیست.

خلقی ادامه داد: چندماه بعد از دفن همسر شهیدم دخترجوانی درحالی که ‌اشک می ریخت نزد من آمد و گفت اتفاقی به همراه دوستش سر مزار او رفته و شروع به درد دل کرده است که شب خواب شهید را می‌بیند و بعد از آن به کلی تغییر می‌کند و محجبه می‌شود.

منبع: دفاع پرس

ادبِ شهید لطفی

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ب.ظ


ادبِ شهید لطفی به روایت مادر

شهید امیر لطفی

شهید «امیر لطفی» در سال 1365 در محله یاخچی‌آباد تهران بدنیا آمد. او از رزمندگانی بود که برای دفاع از حرم به سوریه رفت و در حومه شهر حلب به فیض عظیم شهادت نائل شد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «درس اخلاق» بیان گوشه‌ای از خصلت‌های خوب شهدای مدافع حرم است که در سیزدهمین روز بهار سال 97 خصلت «رعایت ادبِ» شهید مدافع حرم «امیر لطفی» را به روایت مادرش «خدیجه رینه» بیان خواهیم کرد.

خدیجه رینه مادر شهید مدافع حرم «امیر لطفی» گفت: امیر در وصیت‌نامه‌اش نوشته در صورتی به درخواست‌هایش عمل کنیم که مادرم موافق باشد. این کارش نشان از احترام او به من است و حتی عمل به وصیت‌نامه‌اش را منوط به رضایت من می‌دانست. امیر پسر باهوش و مؤدبی بود و هیچ‌وقت به من بی‌احترامی نکرد. در برخورد با دوستانش هم می‌دیدم که مودبانه صحبت می‌کرد.

شهید «امیر لطفی» در سال 1365 در محله یاخچی‌آباد تهران بدنیا آمد. او از رزمندگانی بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه رفت و حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری در حومه شهر حلب به فیض عظیم شهادت نائل شد.

مشگل گشایی شهید سعید شعبان از مردم..

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۳۹ ب.ظ


از سمت چپ شهیدان سعید شبان و رضا نقشی هر دو شهریور ۹۳

مشگل گشایی شهید سعید شعبان از مردم...

پدرش از بدهکاری هایی میگوید که یکسال بعد از شهادتش هنوز قرض هایی که شهید سعید شعبان داشت را پس میدهند

میگوید: از زمان تشییع جنازه تا کنون بیش از ۷۰۰ نفر به منزلمان آمده اند و بدهی هایشان را تسویه کردند

از این همه بدهی تعجب کردم و با یکی از دوستانش در پادگان صحبت کردم تا بپرسم در مقابل این همه طلب آیا سعید به کسی مقروض نبودع؟ که جوابشان منفی بود

گفتند هرکسی در پادگان غصه ای داشت با سعید دردو دل میکرد و اگر کسی نیز توداری میکرد سعید از چهره اش غصه اش را میفهمید و در صورت نیاز سعی در رفعش میکرد سعید پدرانه رفتار میکرد

شهید مدافع حرم

سعید_شعبان

شهادت‌شهریور۹۳

محل‌شهادت اربیل‌عراق شهرباقرسه

@modafeonharem

با هم تا آسمان

چهارشنبه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۳۴ ب.ظ

با هم تا آسمان

برادری 

رفاقت

از نوع آسمانی

از نوع خدایی

از جنس شهادت

آن هم شهدای مدافع حرم ...  

شهید سعید مسافر

شهید جمال رضی

سالروز شهادت 

 @jamondegan


تولد شهید مهدی صابری

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۸:۴۸ ب.ظ

تولد میرزا مهدی سر مزار 


تصویری زیبا از شهید مدافع حرم

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۶ ب.ظ


تصویری زیبا از شهید مدافع حرم  آل الله ، مصطفی صدرزاده در یکی از شهرهای‌سوریه 

 @jamondegan


عکس یادگاری

 ماندم بـ‌ه خدا 

چگونـ‌ه 

خـون گریه ڪنم ..!

مرثیـ‌ه ی 

ڪربـلایِ 

خـان طومان را...

اردیبهشت۹۵

۱۴ فروردین بود که شیربچه های لشکر ۲۵ کربلا‌ بار سفر بستند و به سمت سوریه حرکت کردند

هنوز هم که هنوزه  برنگشتند...

شهدای مظلوم خان طومان

کربلای خان طومان

شهادت۱۳تن ازمدافعان حرم مازندرانی درخان طومان

@jamondegan


خداحافظ یادگار بصرالحریر

دوشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۵۱ ب.ظ

خواهر شهید به ما گفت که شب گذشته خواب دیده که پدرش مجروح شده و حالا چند روزی است که از او خبر ندارند. نمی‌دانستم چطور خبر شهادت را به ایشان بدهم. خیلی سخت بود اما به فاطمه گفتم گویی پدر شهید شده و این خبر در فضای مجازی پیچیده است. فاطمه با صبوری و اشک‌های بی‌امانش تا نیمه‌های شب به دنبال پیدا کردن درستی یا نادرستی این خبر بود. خبری که کمی بعد تأیید و شهادت پدرش قطعی اعلام شد.  بصرالحریر

خواهر شهید در خصوص برادرش می‌گوید: مهدی به عنوان فرزند اول خانواده‌مان متولد سال ۱۳۷۲بود. ۲۲سال داشت که به تاریخ۳۱ فروردین ماه۱۳۹۴ در عملیات بصرالحریر به شهادت رسید. مهدی با پدرمان همرزم بود. بعد از صحبت‌های پدر مهدی هم راهی شد. با پدر در سوریه تماس گرفتم و گفتم تو را به خدا مهدی را منصرف کن و بگوحداقل یک مرد درخانه باشد ولی پدرم خندید و گفت جلوی مهدی را نگیرید. مبادا درپیشگاه حضرت زینب (س)‌شرمگین باشیم. پدرمان بعد از شهادت پسرش لحظه‌ای احساس پشیمانی نکرد. چون مشوق اصلی مهدی خودش بود. وقتی خبر شهادت پسرش را شنید گفت باز هم تو برنده شدی!

 سوریه زیارت یا شهادت

فاطمه جعفری دختر شهید رسول جعفری و خواهر شهید مهدی جعفری از چگونگی مدافع حرم شدن پدر و برادرش اینطور روایت می‌کند: پدرمتولد 2 بهمن ماه سال 1348بود. سال 1373به ایران مهاجرت کرد. وقتی به ایران آمد مشغول کشاورزی شد. تا چند سال پیش هم مشغول همین کار بود. ایشان هر صبح بعد از نماز به من و برادرها قرآن خواندن آموزش می‌داد.  زمانی که ما در افغانستان بودیم، پدرم درحرم حضرت معصومه (س)‌ با یکی از دوستانش که مدافع حرم بود، صحبت می‌کند. آن زمان بحث سوریه و دفاع ازحرم آنقدر مطرح نبود. ما هم چیزی نمی‌دانستیم. پدرم با پیگیری‌های زیاد توانست ثبت نام کند و مسئولان با توجه به سابقه جنگی که در افغانستان داشت او را می‌پذیرند. نگرانی‌های ما از زمانی شروع شد که برادرم مهدی با ما تماس گرفت و گفت پدرمی خواهد به سوریه برود. پرسیدیم برای زیارت؟ گفت نه برای جنگ.  با پدر هم تماس گرفتیم و اصرارکردیم نرود ولی می‌گفت من چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید. گفتیم حداقل صبرکن تا ما بیاییم بعد برو. گفت نه ثبت نام کردم و اگر نروم دیگر نمی‌توانم بروم. اصرارها و گریه‌های ما بی‌فایده بود. پدرم عازم سوریه شد. وقتی ما به ایران رسیدیم، پدرم رفته بود و حتی نتوانستیم به خوبی با او خداحافظی کنیم.  دلاوری فاطمیون 

اولین اعزام پدر مهر۱۳۹۳ بود و  بعد از گذشت سه ماه به ایران آمد و لباس رزمش را با خود آورد. وقتی آمد از محیط آنجا تعریف کرد.

✌️"مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ"

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g