مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات

۲۶۰ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

شهید مدافع حرم حسین جمالی

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۰۰ ق.ظ



از تکاوران یگان ویژه صابرین نیروی زمینی 

تاریخ شهادت ۹۴/۸/۱

مصادف با تاسوعای حسینی در سوریه حلب به شهادت رسید.

نحوه شهادت اصابت تیر به پهلو.

خصوصیت اخلاقی

خیلی مهربون بود...با همه رفیق بود...دست بگیر همه بود...هرکی مشکل داشت دستشو میگرفت..دائم الوضو بود...نماز اول وقتش ترک نمیشد..عاشق حضرت زهرا بود و و تیر پهلویش خورد یازهرا

منبع:

کانال  بانک اطلاعت شهدای مدافع حرم

@Shohadaye_Modafe_Haram

قسمتی از وصیت نامه شهید محمدتقی اربابی

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۵۴ ق.ظ


تاریخ شهادت۹۴/۱۱/۲۳

همســــــــــرعزیـــــزم

مراحلال کنید و برام دعا کنید و در تربیت اسلامی فرزندان تمام تلاشتان و همت خود را به فرج دهدتا اگر آبرویی در ان دنیا داشته باشم شفاعتش را انجام دهم.

فرزنـــــدان عزیزم

نسبت به نماز اول وقت و مراسمات مذهبی و جسات قران خیلی اهمیت بدهید در پایان از همگی حلایلت میطلبم مرا دعا کنید از دیگران بخواهیم برایم دعا و استغار کنید.

۱۳۹۴/۱۰/۱۹

والسلام علیکم و علی عبادالله صالحین

منبع:

کانال بانک اطلاعات شهدای مدافع حرم

@Shohadaye_Modafe_Haram

گفتگو با خانواده شهید تقی ارغوانی (بخش 1)

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۶ ق.ظ


شهید تقی ارغوانی یکی از کارمندان روابط عمومی شهرداری منطقه 21 تهران بود که برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) چندی پیش داوطلبانه عازم سوریه شد و توسط نیروهای تروریستی و تکفیری به شهادت رسید. شهید ارغوانی اولین شهید مدافع حرم شهرداری تهران و نخستین شهید شهرک وردآورد تهران محسوب می‌شود. او همچنین یکی از عکاسان خبری بود که به صورت افتخاری با خبرگزاری‌های کشور در موضوعات مختلف همکاری داشت. شهید تقی ارغوانی فرمانده گردان بیت المقدس پایگاه شهید یزدی حوزه 205 ناحیه میثم تمار در منطقه 21 تهران بود. از این شهید یک پسر 12 ساله به  یادگار مانده است.

 صادق ارغوانی برادر شهید مدافع حرم محمد تقی ارغوانی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم، می‌گوید: من و برادرم خیلی با هم سر موضوعات مختلف کلنجار می‌رفتیم. یک خصوصیتی که هیچ‌وقت از ذهنم نمی‌رود و همیشه برای خود من ارزشمند و الگو بود، اینست که واقعا بی ریا کار می‌کرد. نه از این جهت که برادرم هست این را بگویم، نه؛ حتی اگر از دوستان و نزدیکان هم بپرسید روی این موضوع تاکید خواهند کرد. هر کاری که برای مراسمات مذهبی چه در مسجد و چه در پایگاه بسیج از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد و دریغ نمی‌کرد. من فکر می‌کنم یکی از بارزترین خصوصیتش همین بود که خالصانه کار می‌کرد. من خودم این روحیه را ندارم و شاید توقع داشته باشم که کسی در مقابل کاری که انجام می‌دهم از من تشکر کند اما او اینگونه نبود. برادرم از اول مراسم تا آخر آن کارها را انجام می‌داد و کار تکمیل شده تحویل می‌داد.

برادر شهید: ما این روزها به حال خودمان گریه می‌کنیم/تقی در سفر سوریه یکی از فرماندهانش را نجات داد

او چنین ادامه می‌دهد: اگر اشک یا گریه‌ای هست. به حال خودم گریه می‌کنم. بالاخره راهی باز شده و می‌توانیم ثابت کنیم که چند مرده حلاجیم. این شهدا توانستند. رفتند و خودشان را ثابت کردند و مزدشان را هم گرفتند. ما مانده‌ایم با این میدان. به نظر من میدان ساده‌ای نیست. شاید من نوعی، ادعا می‌کنم که دوست دارم بروم سوریه و در آن صحنه باشم ولی کسی که در صحنه است خودش می‌تواند درک کند که چه مشکلاتی در آنجا وجود دارد.

صادق ارغوانی به حماسه‌های برادر در سفرش به سوریه اشاره‌ای کرده و می‌گوید: تقی دومین بار بود که به این ماموریت می‌رفت. دوستانش که صحبت می‌کردند همیشه روی این موضوع صحه می‌گذاشتند. از کمک به دیگران اصلا دریغ نمی‌کرد. مرتبه اولی که به سوریه رفته بود جریانی پیش آمده و باعث شده بود یکی از فرماندهش نجات پیدا کند. او زخمی شده بود و به هر زحمتی بود تقی او را به عقب منتقل کرد. خیلی سخت است که انسان بخواهد در این صحنه‌ها خودش را ثابت کند.

دوربین و اسلحه؛ در زمان خود هر دو را در خط مقاومت به کار گرفت/فرمانده را مجاب کرد که من را با خودشان به سوریه نبرند

او در ادامه با بیان اینکه تقی ارغوانی روزگاری عکاسی و فیلمبرداری می‌کرد و بعد ناگهان برای دفاع از حرم به سوریه رهسپار شد، می‌گوید: تقی زمانی که در داخل مملکت خودمان بود، سلاحش دوربین بود و به نحوی می‌خواست رسالت خودش را انجام دهد. در عرصه داخلی مملکت با زبان هنر عکاسی و فیلمبرداری انجام وظیفه می‌کرد. در برهه‌ای، این اتفاقات در منطقه افتاد و ایشان احساس کرد الان تکلیفش این است که دوربین را زمین گذاشته و اسلحه به دست بگیرد تا از حرم اهل بیت(ع) دفاع کند. زیرا حرم حضرت را در خطر می‌دید. فرقی نمی‌کند. یکی سلاح نرم در عرصه مقاومت و یکی دیگر سلاح گرم باز در خط مقاومت بود که هر دو یک هدف را داشت.

برادر شهید مدافع حرم تقی ارغوانی با اشاره به جاماندنش از قافله شهدای مدافع حرم می‌گوید: قرار بود من هم داوطلبانه با برادرم به سوریه بروم. چون تازه ازدواج کرده بودم برادرم به نحوی فرمانده گروهمان را مجاب کرد که من را همراه خودشان نبرند. در حالیکه من افتخارم این بود که بتوانم در کنارشان باشم. شاید لیاقتش را نداشتم. ولی روزی ایشان شهادت بود و من لیاقتش را نداشتم که چنین روزی‌ای را داشته باشم. ولی مطمئنا این آرزو را داریم و خواهیم داشت و در این خط هم باقی می‌مانیم اگر خدا بخواهد. مهم عاقبت به خیری است و فکر می‌کنم عاقبت به خیری این روزها در همین عرصه مقاومت است.

منبع: 

سایت جام نیور

دستخط شهید محمد سرور

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ

خاطره از شهید مدافع حرم حاج رضا مولایی

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۰ ق.ظ


وقتی رفتم که بدرقه اش کنم برای رفتن به سوریه دیدم محاسنشو کوتاه و رنگ کرده. از ش پرسیدم چرا این کارو کردی گفت میخوام وقتی رفتم ازم ایراد نگیرن که سنت زیاده برگرد و توان جنگ نداری. وقتی خبر شهادتشو شنیدم یاد حرفش افتادم که میشود هر کاری کرد تا فدایی زینب بشی. وقتی شهید شد لقب حبیب بن مظاهر رو بهش دادن.

راوی پسر شهید نواب مولایی

تاثیر شهید صدرزاده بعد شهادتش

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۲۴ ق.ظ


دیروز در دانشگاه محل تحصیل آقا مصطفی صدرزاده،اتفاق عجیبی افتاد،سرکلاس به مناسبتی صحبت آقا مصطفی شد، یکی از دانشجویان دختر گفت حرف محرمانه ای دارم،سپس ماجرای زندگی خودش رابرای من ودر تنها یی و خلوت  با حال گریه میگفت که من سابقاً بسیار بد حجاب بودم وشهادت آقا مصطفی چه انقلابی در من ایجاد نمود حتی میگفت من عکس ایشان را روی کاشی سفارش داده و ساخته ام،هر گاه به این تصویر بسیار زیبای برجسته ایشان روی کاشی نگاه میکنم، خیلی در مورد کارهای روزم و خطا ها و اشتباهاتم الهامات خوبی به من میشود،کاملا احساس میکنم ایشان با نگاهش با من صحبت میکند و خطایم را به من تذکر میدهد، حاجات و مشکلات سختی را در زندگی ام رفع کرده تا اینکه با او عقد اخوت بستم... اینک این دانشجوی عزیز ترم دو رشته فقه است

اخیرا می گفت مامان دعا کن آنچه که صلاح پیش بیاد اگه رفتنم مؤثرتر بشه  می گفتم بمونی که بیشتر می تونی خدمت کنی ولی با رفتنت... بعد جواب داد  اونجا دستم بازتر بااین پیامها تازه متوجه شدم دستم بازتر یعنی چی؟ حتی شهادت را برای خودش نخواست برای این بود که بتونه دستگیری کنه از خدا خواست آنچه که مؤثرتر اتفاق بیفتد این یعنی نهایت انسان دوستی وعشق ورزیدن به کارفرهنگی است. 


خاطره ای از شهید محسن کمالی دهقان

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۲۰ ق.ظ


مهم ترین دغدغه محسن،کارفرهنگی بود.... منطقه محل زندگیشون زیاد قشر مذهبی نداره... روز تشییع پیکر اقا محسن،و بعد از شهادتش خیلی ها بودن که چادری شدن...

هنوز هم پدر مادر ها میان میگن این شهید دخترای مارو چادری کرد... 

به نقل از یکی از معلمان قرآن و اخلاق...

منبع: 

کانال 

@Kamali_modvari


حاجی دو تا بربری گرفته بود و داشت میومد سمت خونه... یهو یه پیر مرد قد بلند که ظاهرا خیلی عصبانی بود و معلوم نبود از چی ناراحته  ،چشمش افتاد به حاجی شروع کرد به فحش و ناسزا..

(هر بلایی سر ما میاد از دست شما آخونداست و فحش های ناجور هم رگباری بست به حاجی همه بچه ها بُهت برشون داشت و داشتند به حاجی نگاه میکردن که الان چیکار میکنه...

میزنش ، زنگ میزنه پاسگاه محل که آشنا هم بودن یا مثل خود پیرمرد جوابشو میده یا.... فحش های پیرمرد که تموم شد، حاجی سرشو آورد بالا، رفت سمت پیرمرد شروع کرد ماچ کردن سر و صورتش یه نون هم بهش داد  و گفت از دست ما ناراحت نباش، ما کاره ای نیستیم!

خونه خودشو به پیرمرد نشون داد و گفت: اگه مشکلی داشتی،پولی خواستی بیا پیشه خودم.

منبع:

https://telegram.me/joinchat/BSN1rzzEaV9XTCl0bD_EYA

شهید امیر سیاوشی

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۹ ق.ظ


بسم رب الشهدا

معرفی نامه شهید مدافع حرم :

بسیجی پاسدار امیر سیاوشی

تکاور نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

تاریخ تولد : ۱۳۶۷/۳/۱۵

محل تولد : تهران

وضعیت تاهل : متاهل

تاریخ شهادت : ۱۳۹۴/۹/۲۹ (مصادف با شهادت امام حسن عسگری «ع»)

تاریخ رجعت پیکر : ۱۳۹۴/۱۰/۶

محل شهادت : سوریه ، حلب

محل دفن : آستان مقدس امامزاده علی اکبر چیذر

شخصیت مورد علاقه : رهبر معظم سید علی خامنه ای

شهید مورد علاقه : شهید سید احمد پلارک

مداح مورد علاقه : حاج محمود کریمی

صفات بارز اخلاقی : مهربان، شوخ طبع، صبور، خنده رو، ماخوذ به حیا، فداکار، مسولیت پذیر، مشتاق در انجام کار خیر، صادق و بی ریا

علایق : فعالیت ورزشی، مسافرت، حضور در هییت های مذهبی، علمداری حضرت ابولفضل العباس «ع»، دایر کردن چای خانه اباعبدالله الحسین «ع» در دهه ی اول محرم

قسمتی از وصیت نامه شهید : برای تشیع جنازه ام خواهش می کنم همه با چادر باشند. اگر جا برای من بود جسدم را در جوار امام زاده علی اکبر خاک کنید چون خانواده ام و همسر عزیزم هر روز به دیدارم بیایند.

خاطره به یاد ماندنی برای شهید : دیدار مقام  معظم رهبری  

تکیه کلام : یا علی مدد

دو بیتی مورد علاقه : 

     شکر خدا که در پناه حسین ایم

                   عالم از این خوب تر پناه ندارد

۲۰ روز دیگر عروسی امیر بود که پرکشید

منبع:

بانک اطلاعات شهدای مدافع_حــــــرم

@Shohadaye_Modafe_Haram

تقاضای ابوحامد از رهبری در وصیت نامه اش

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۰۵ ق.ظ


شنیده بودم در گفت و گوی صمیمانه ای که بین سردار سلیمانی و ابوحامد رد و بدل شده بود سردار سلیمانی به ابوحامد گفته بود شما در فرماندهی اول هستید و ابوحامد به سردار گفته بود شما اولید و هردو در این گفت و گو مزاح کرده بودند.

ابو حامد در وصیت نامه اش از مقام معظم رهبری  خواسته بود فاطمیون را مجهز کنند و بچه های فاطمیون را  معرفی کنند خوشبختانه بچه های فاطمیون از طریق تلویزیون ایران معرفی شدند.

ابوحامد خیلی متواضع بود در میان ده ها رزمنده نمی فهمیدی او فرمانده است او متواضع مانند یک سرباز بود در آغاز بحران سوریه زمانی که تروریست ها در 200 متری حرم حضرت زینب(س) بودند  ابوحامد با 13 نفر به سوریه رفته بود  و از حرم خانم به دفاع پرداخته بودند.

منبع:

کانال شهیدان کمالی و مدواری

@kamali_modvari

نحوه شهادت محسن فانوسی

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۵۷ ب.ظ


شهید تخریبچی بودن در تاریخ ۹ آبان ۹۴ در روستاهای اطراف حلب درحین خنثی سازی تله انفجاری بودن که با قناصه تک تیرانداز به شهادت میرسند.

اصلا کسی خبر نداشت میرن سوریه بعد از شهادت از پاسپورتش مشخص شد چهارمین ماموریت برون مرزی اش بوده.

شهید خیلی تاکید بر نماز اول وقت داشتند.

هر هفته تو میرفتیم فوتسال ساعتی که ما بازی میکردیم همزمان با اذان مغرب بود به محض اینکه اذان و میدادن کنار زمین شروع میکرد به نماز خواندن با همون لباس ورزشی.

به نقل از همرزم و دوست شهید 

منبع:

بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم

@Shohadaye_Modafe_Haram

شهید هادی جعفری 2

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۵۱ ب.ظ

سردار شهید هادی جعفری

متولد : سوم فروردین 1365 ...  آمل

شهادت : سوم فروردین 1394 .. سامرا

اونجا بنام مهندس های فاروق میشناختنشون .. یه شب برای کاری باید میرفتن جایی.... یه سری پیش مرگ داشتن که از عراقیا بودن اونا جلو رفتن و قرار بود که ما پشت سرشون حرکت کنیم.

وسط راه یکدفعه یکی از بچه ها گفت بچه ها ما که اسلحه نداریم ، حداقل یه اسلحه داشته باشیم ؛ وقتی داعشیا مارو گرفتن خودمون رو بکشیم.

چون میگن اگه دست داعش بیوفتین بطرز فجیعی اذیت میکنه.. خلاصه دوباره برمیگردن که اسلحه بردارن که برگردن یکدفعه عراقی ها محاصره شون میکنن.

میگن برین برین .. معلوم میشه که داعشیا براشون کمین گذاشته بودن و پیش مرگاشون رو زده بودند و اگه اسلحه بهونه نمیشد و برنمیگشتن اونارو هم میزدن ...

آقا هادی میگفت: اونجا بود رو به آسمون روی زمین دراز کشیدم و نزدیک 20 دقیقه تو فکر بودم که اگه خدا بخواد بمیرم تو شهر و روستای خودم باشم میمیرم و اگه خدا بخواد زنده بمونم یه اسلحه باعث میشه که زنده بمونم 

هرکسی قسمتی داره و چه خوب که قسمت همه ی ماها به این زیبایی نوشته بشه ....

همسر شهید : وقتی ازماموریت اومد خداروشکر کردم که زنده دوباره تو ایران میبینمش وقتی اومد و از سفرش گفت: بهش گفتم دیگه حق نداری بری.. ( آخه برا دفعه اولم بهش گفته بودن: (اگه خودت دوست داری وخانمت راضیه میتونی بری )

میدونین چی بهم جواب داد ؟ چیزی گفت که دیگه هیچی نداشتم بگم....

گفت: خانم مثل زنای کوفی نباش امام حسین تنهاست و ما باید بریم ازش دفاع کنیم.....

شهدا آسمانی فکر میکنن....

لبیک یاحسین

منبع:

کانال شهید هادی جعفری 

 @shohadaaaOnline 

خاطره برادر شهید بیضائى از او

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۳۷ ب.ظ


یکى از عجیب ترین قرارهایى که با هم گذاشتم در مورد رسیدن خبر شهادتش بود.این اواخر که داشت از سوریه و جنگ حرف میزد حرفش را قطع کردم و گفتم ایندفعه که دارى میروى شماره مرا به یکى از همسنگرانت در تهران بده.

یکى از نگرانى هایى که داشتم که اگر در این رفت و آمد ها شهادتى اتفاق بیفتد خبر شهادتش چطور به گوش خانواده مان میرسد.

خودش هم نگران بود و بار  آخر قبل از رفتنش با ما در میان گذاشت.گفت حرف خوبى است به یکى از بچه ها میسپارم.

بین خودمان آنقدر عادى این قرار را گذاشتیم که این روزها هر وقت یادم مى افتد بهتم میگیرد. یکى از چیزهایى که محمودرضا به من فهماند این بود که آماده شهادت بودن با آرزوى شهادت داشتن فرق میکند.                         

منبع:

کانال  اسکالپل

ابر گروه شهید محمودرضا بیضائى

https://telegram.me/joinchat/BppG0jyTCz4cfX6OkQEuLA


تشییع شهدای مدافع حرم زینبیون

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۲۹ ب.ظ

تشییع هشت شهید مدافع حرم از شهدای تیپ زینبیون (پاکستانی ) در تاریخ (28/ 94/11) در قم برگزار شد و نماز توسط  آیت الله نوری همدانی خوانده شد. 

شهید مجید قربانخانی

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ


شهید جاویدالاثرشهید بی پیکر

مجید قربانخانی

شهادت۹۴/۱۰/۲۱

تاکی دل من چشم به درداشته باشد

ای کاش کسی زتو خبر داشته باشد

آن بادکه آغشته به بوی نفس توست

از کوچه ما کاش گذر داشته باشد

منبع:

کانال شهید  @ghorbankhanimajid 

کانال بانک اطلاعات شهدای مدافع حرم