مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات

۶۹ مطلب در آذر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شهید محمد اکرم ابراهیمی رئوف"

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۹ ب.ظ


«وظیفه انسان این است که خود را بشناسد و با شناخت خود، خدا را بشناسد»

"فرمانده شهید محمد اکرم ابراهیمی رئوف"

کانال سردار شهید حجت

http://telegram.me/joinchat/C_uoXD7j7RAZyxJDNv_Cjg

زندگی را دوست دارم اما نه انقدر که آلوده‌اش شوم

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۶ ب.ظ

گفتو با پدرشهید مدافع؛ رسول خلیلی

زندگی را دوست دارم اما نه انقدر که آلوده‌اش شوم

وقتی خبر شهادت رسول راشنید سر به سجده گذاشت و به خاطر اینکه خداوند این قربانی را از او قبول کرده و پسرش فدایی حرم عمه سادات شده خدا را شکر کرد و تا امروز که چهار سال از شهادت پسرش می‌گذرد شکرگذار این نعمت بزرگ است. در این فرصت گفتگو می‌کنیم با رمضانعلی خلیلی، پدر شهید رسول خلیلی که در ادامه می‌خوانید.

رسول خلیلی در چه تاریخی آسمانی شد؟  

بیست‌ و هفتم آبان سال 92

وقتی به شما در مورد رفتن به سوریه صحبت کرد مانع رفتنش نشدید؟

خود من هم از رزمندگان دوران جنگ هستم و حدود 70 ماه سابقه حضور در جبهه دارم، به همین خاطر با فرهنگ دفاع و شهادت آشنا بودم و این قضیه برایم کاملا حل شده بود. به نظر من هر کس وظیفه دارد در هر زمان و هرمکانی که اسلام نیاز دارد از حریم اسلام دفاع کند.

از نحوه اعزام ایشان به سوریه بگویید؟

 بار اول چهار بار به شکل مأموریتی و برای انجام کارهای اداری اعزام شد و کارهای عملیاتی نمی‌کرد. اما رسول با پشت میز نشینی میانه خوبی نداشت. برای همین اصرار داشت در دوره‌های بعدی به منطقه برود و بالاخره به خط مقدم اعزام شد.

آیا شهید شما را برای شنیدن خبر شهادتش آماده کرده بود؟

قبل از اینکه برود به فکر رفت و آمد مادرش بود که چطور به سر مزار او بیاید. من وام ده میلیونی داشتم آن را گرفت  و یک ماشین دست دوم تهیه کرد. سوئیچ  ماشین را داد دست مادرش. به او گفت: اگر شهید شدم و بابا وقت نکرد تو را بیاورد بهشت زهرا(س) با این ماشین با روح‌الله(برادر شهید) بیا سر مزارم.

خبر شهادتش او چگونه به شما اعلام شد؟

خبر شهادتش را خاله‌اش و باجناقم به ما دادند. صبح ساعت ۷ بود که من به سمت محل کارم می‌رفتم. باجناقم تماس گرفت و گفت اگر امکانش هست به خانه برگردم. وقتی برگشتم کم‌کم به ما گفتند که رسول شهید شده.

با شنیدن این خبر چه حسی به شما دست داد؟

احساس خوشحالی. آنقدر خوشحال بودم که سجده شکر به جا آوردم. مادرش هم همینطور. خیلی خوشحال بود که پسرش در راه دفاع از اسلام شهید شده است.

از بین شهدای دفاع مقدس به کدام شهید علاقه بیشتری داشت؟

 از بچگی به شهدا علاقه داشت. یک البوم از عکس شهدا برای خودش تهیه کرده بود و دلنوشته های خودش را هم لابلای آنها می نوشت. نوشته ها و گفته های شهید آوینی را مطالعه می‌کرد. عکس شهید همت همیشه همراهش بود و به شهید حاج محسن دین شعاری هم خیلی علاقه داشت.

از خصوصیات رفتاری و سبک زندگی شهید خلیلی بگویید؟

بسیار پرانرژی بود و این انرژی را در جاهای مثبت مصرف می‌کرد. با نوجوانان و جوانان رابطه خوبی داشت و با رفتاری که داشت روی انها تاثیر می‌گذاشت. به رعایت حلال و حرام اهمیت زیادی می‌دادند. روز قبل از اعزام  خمس مالش را حساب کرد. ولی مهمترین ویژگی او اخلاص در کارها بود.

شغل و میزان تحصیلات شهید؟

روسل در دانشگاه امام حسین(ع) در دوره افسری پذیرفته شده بود و دوره کاردانی را گذرانده بود و مشغول خواندن دوره کارشناسی بود.

یک جمله از شهید؟

من زندگی را دوست دارم ولی نه انقدر که آلوده‌اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم.

فرازی از وصیت نامه شهید؟

خوش ندارم که این شادمانی(شهادت) را با لباس های سیاه و غمگین ببینم، غم اگر هست برای بی‌بی جان حضرت زینب (س) باید باشد، اشک و اه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین (ع) باید باشد و اگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید.

کلام اخر...

شهادت رسول همزمان شد با نصب ضریح جدید حرم امام حسین(ع) و زمانی که این ضریح نصب شد، سنگ کاری داخل حرم امام حسین(ع) تغییر کرد. یک تکه از آن سنگ‌های مرمر قدیمی به برای تهیه سنگ قبر رسول به ما هدیه شد. آن تکه سنگ به صورت شش ضلعی مشابه حرم امام حسین(ع) برش خورد و با آب طلا نیز نوشته شد. 

به عشق شهادت لباس سپاه را بر تن کرد

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۰۳ ب.ظ


پای صحبت‌های همسر شهید صفری تبار؛ 

به عشق شهادت لباس سپاه را بر تن کرد 

در میان غوغای شور جوانی که در وجودش موج می‌زد همیشه سودای شهادت نیز سر داشت. روزها و شب‌هایش را با آرزوی پیوستن به کاروان شهدا سپری می‌کرد. شاید برای همین بود که لباس مقدس سپاه را بر تن کرد. اشتیاقی که به شهادت داشت باعث شد با عروس هفت ماهه خود وداع کند و برای مبارزه با گروه تروریستی پژاک که روزگاری مرزهای غربی کشور را نا امن کرده بودند، لباس رزم به تن کند. انگار عطر شهادت به مشامش رسیده بود که ندای لبیک یا حسن سر داد و رفت. گفتگوی ما با همسر شهید کمیل صفری تبار را در ادامه می‌خوانید.  

در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟

مریم یوسفی هستم همسر شهید ستوان یکم پاسدار کمیل صفری تبار از شهرستان بابل. 

همسر شما در چه تاریخ و کجا به شهادت رسیدند؟ 

 شهید کمیل صفری تبار از شهدای یگان ویژه صابرین سپاه بودند که در ماموریت مبارزه با گروهک تروریستی پژاک در 13 شهریور سال 90 در منطقه سردشت ارتفاعات جاسوسان به همراه چند تن از همرزمانش به شهادت رسیدند. 

در مورد گروهک تروریستی پژاک بیشتر توضیح می‌دهید؟

این گروهک تروریستی که دست نشانده دشمن بودند در سال 90 مرزهای غربی را نا امن کرده بودند. رزمندگان سپاه پاسداران در قالب یگان ویژه صابرین، برای مبارزه با آنها عازم مرزهای غربی کشور شدند و در یک نبرد پیروزمندانه آنها را از خاک وطن بیرون کردند. 

از نحوه آشنایی با شهید صفری تبار بگویید؟

دوست آقا کمیل فامیل یکی از آشنایان ما بود که در منزل ایشان چندباری او را ملاقات کرده بودم. کمیل موضوع ازدواج با من را با خانواده مطرح کرد. او برای آشنایی، چهار بار به همراه خانواده برای خواستگاری به منزل ما آمدند. اوایل به خاطر شرایط کاری که آقا کمیل داشتند راضی به این ازدواج نمی‌شدم و دو دل بودم ولی با اصرار و اشتیاقی که در او می‌دیدم من هم موافقت کردم. 

آیا همسر شما از آن جوان‌هایی بود که آرزوی شهادت دارند؟ 

بله دقیقا. آقا کمیل در جلسه خواستگاری به من گفت: من آرزوهای زیادی دارم اما بزرگترین آرزوی من شهادت است شما با شهادت من مشکلی ندارید؟  در آن زمان که کمیل موضوع شهادت را مطرح کرده بود در دلم گفتم الان سی سال از جنگ می گذرد دیگر خبری از شهادت نیست. سه بار سوالش را تکرار کرد، 

شما در پاسخ این سوال شهید چه گفتید؟ 

گفتم همین که در این دوره و زمانه پسری عاشق شهادت باشد بسیار خوب است. بعد از این جوابم خوشحالی بی حد و وصفی را در نگاه آقا کمیل مشاهده کردم.

از بین شهدای دوران دفاع مقدس با کدام شهید بیشتر مانوس بود؟ 

شهید همت و شهید احمد کاظمی را خیلی دوست داشت. 

بهترین خاطره‌ای که از شهید دارید؟ 

بهترین خاطره زندگی با کمیل، سفر ما به مشهد بود. وقتی به پابوس آقا امام رضا(ع) رفتیم یک قسمت از حرم را دیدم که خیلی شلوغ بود. از آقا کمیل دلیل شلوغی را پرسیدم او گفت: اینجا مهمانسرای حضرت است و این‌ها میهمان‌های امام رضا(ع) هستند که سر سفره ایشان دعوت شده‌اند. گفتیم کاش آقا ما را هم دعوت کند. روز آخر سفرمان بود فکر ناهار بودیم که یک نفر در اتاق را زد و پرسید چند نفر هستید؟ کمیل گفت: دو نفر. دو تا ژتون غذا به ما داد و گفت: امروز ناهار مهمان امام رضا(ع) هستید. 

از آخرین روزهایی که با شهید بودید برایمان بگویید؟ 

شب قبل رفتن به آخرین ماموریتش به من گفت: بعد ازمن خیلی سختی می کشی باید صبر زینبی داشته باشی، باید مقابل سختی‌ها بایستی، من تو را تنها نمی‌گذارم بعد از شهادت هم تا آخرش کنارت هستم. من ماموریتی می‌روم که ممکن است اتفاقی بیافتد. کمیل 31 مرداد ساعت10 شب رفت، تولد من 1 شهریور بود قبل رفتن کادوی تولدم را داد و ساعت 12 شب اولین کسی بود که تماس گرفت و تولدم را تبریک گفت. لحظه خداحافظی هر دوی ما بغض داشتیم. احساس کردم این آخرین باری است که نگاهش میکنم.

همسر شهید بودن چه حسی دارد؟ 

به نظر من همسران شهدا بعد از شهادت همسرشان غریب‌ترین و تنهاترین افراد عالم هستند. 

به عنوان همسر شهید چه انتظاری از مسئولان دارید؟ 

انتظار دارم حرمت خون شهدا و خانواده شهدا را نگه دارند و بین شهدا فرق نگذارند. اگر قرار است کاری برای شهدا انجام دهند برای همه شهدا باشد نه فقط یک عده خاص. 

فرازی از وصیتنامه شهید؟

من خیلی به حضرت زهرا(س) علاقه داشتم. طوری که هروقت فکرش می‌افتم اشکم جاری می‌شود و از این خانم بزرگوار می‌خواهم که از خدا بخواهد از سر تقصیرهای من بگذرد تا هرچه زودتر به آن عشقی که به خاطرش وارد سپاه شدم برسم.

شهادت دو ررمنده اسلام

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۶ ب.ظ

بسم الرب الشهدا الصدیقین

 پرواز پرستویی دیگر....

سرگرد پاسدار (مهدی) قره محمدی

 از تیپ ویژه صابرین 

به جمع شهدای مدافع حرم پیوست …

سوریه

لبیک یا زینب س 

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g 

شھداے مدافع حرم قم


بسم رب الشهدا و الصدیقین

پاسدارسید مهدی میرعباسی

از پادگان۴۲قدراراک درمناطق عملیاتی غرب کشوردرحین عملیات پاکسازی مناطق مین ریزی شده اززمان دفاع مقدس به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 @Agamahmoodreza

محمد به نمـاز خیلے مقید بود.

چهارشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۵:۵۵ ب.ظ


زندگی نامه

در ۱۳ فروردین سال ۱۳۶۵ چشم به جهان گشود . او ڪہ از تڪاوران سپاه اراڪ بود، داوطلبانه برای دفاع ازحرم اهل بیت (ع) به سوریه رهسپار شد و درنهم آبان ماه ۱۳۹۴ توسط تروریست ‌های تڪفیری بہ شهادت رسید. وی چهارمین شهید مدافع حرم از استان مرڪزی است. 

پیڪر مطهرش بعد از گذشت بیش از دو ماه از شهادتش پنجشنبه ۱۷ دی‌ماه ۹۴ بر دوش مردم شهرستان اراڪ تشییع شده و در گلزار شهدای این شهر به خاڪ سپرده شد.

از این شهید والامقام یڪ دختر ۱۸ماهه به نام ریحانه به یادگار مانده است. 


‍ ‍  خصوصیات اخلاقی شهیـد 

صبـح‌ها زودتر از سایرین به مسجـد محل می‌رفت و در آنجا با حالتی خاشعـانه و خاضعـانه مشغول به خواندن نمـاز شـب می شد ودر اڪثر اوقات سعی می‌ڪرد ڪه باوضـو باشد.

محمد به نمـاز خیلے مقید بود. 

همسرش مے گوید :

نمـاز براے محمد تمام اعتقـادش بود. نماز واجب ، نماز جمعه و نماز شب ، شـاهـدان هر روز عبادت محمد هستند.

محمد خیلے غیـرت داشت.همیشه به من احتـرام مے گذاشت و مرا تشویق می ڪرد تا با حجاب ڪامل 

اسلامے بیرون بروم.

او مے گفت درست است که با مـانتو و روسـرے هم حجـاب وجود دارد ولی چادر حجاب ڪاملتری است. او حتی در آخرین خداحافظی هم ما را به حجاب اسلامی سفارش مے کرد و گفت ؛ خودت و دخترم همیشه حجاب اسلامی (چادر) داشته باشید.


همین ڪه رفت تا حریم اهل بیت علیهم السلام شڪسته نشود و بدون مدافع نماند ، نشانه غیرت و جوانمردیش بود.

شهیدمدافع حرم محمد زهره وند

تاریخ شهادت: ۹۴/۸/۹

سالروز شهادت

ڪانال جاماندگان قافله شهدا

 @jamondegan

«محمداکبررضایی به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۱ ب.ظ


بسم رب الشهدا و الصدیقین

«محمداکبررضایی»ازفرماندهان تیپ امام رضا(علیه السلام)

 لشکر فاطمیون به خیل شهدای مدافع حرم پیوست

«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

@jamondegan


مهربان ترین بابای دنیا، چشم شما روشن

سه شنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۴۶ ب.ظ


مهربان ترین بابای دنیا، چشم شما روشنشهید مرتضی حسین پور 

مرتضایی دیگر بر عرصه ولایت گام نهاد،

علی آقا فرزند شهیدمرتضی حسین پور(حسین قمی)چهارماه پس از شهادت پدر،ساعتی قبل قدم به جهانِ هستی نهاد تا جای پدر در صحن قدس شریف نماز شکرگزارد.

@farmandeh_hossein64

چقدرجایت میان ماخالیست

دوشنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۸ ب.ظ


روزمیلاد توست.

دلتنگی‌هایمان را

بہ جایِ تودرآغوش می‌ڪشیم

چقدرجایت میان ماخالیست.

شهیدمدافع حرم محمدڪیهانی

تاریخ ولادت:۵۷/۹/۲۰

تولدت مبارڪ مردآسمانے

@jamondegan


شهیدمدافع حرم«سید جعفر امیری»جانشین فرمانده تیپ امام علی

(علیه‌السلام) لشکرفاطمیون در سوریه به شهادت رسید.

«روحش شاد و راهش پر رهرو باد» 



«محمد اکرم ابراهیمی» با نام جهادی رئوف، جانشین تیپ امام رضا(علیه‌السلام) لشکر فاطمیون در سوریه به شهادت رسید.

«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»

@Shahidabuhamed


مراسم تولد شهید محمودرضا بیضائی

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۶ ب.ظ


مراسم تولد شهید محمودرضا بیضائی

خانواده های شهدای مدافع حرم 

هفدهم آذر۹۶

سید محسن حسینی به شهادت رسید

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۱۱ ب.ظ


سید محسن حسینی در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید

"مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ"

https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g


برای اسلام عزیزمیجنگیم

جمعه, ۱۷ آذر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۳ ب.ظ


مدافع ولایت

مابرای خاک نمیجنگیم

برای اسلام عزیزمیجنگیم

همیشه ودرتمام حالات به فکر 

امام زمان باشید 

ومدافع خوبی برای ولایت

شهیدعبدالرحیم فیروزآبادی

سالروز شهادت

 @jamondegan


 ای شـهیـد 

مےشودنـگاهے بردل من ڪنے

زنــگارگناه،

وجودم رااحاطہ ڪرده

بہ نگاهتـ محتاجم

دستم رابگیـر

مرا دریاب

شهیدروحانی مدافع حرم سیداصغرفاطمی تبار

سالروزشهادت

 @jamondegan

گفتگو با همسر شهید رجایی فر

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۷ ب.ظ


پیروزی جبهه مقاومت بار دیگر قدرت اسلام به جهانیان ثابت کرد 

روزهای خوب کودکی‌اش مقارن شده بود بادوران هشت سال دفاع مقدس مقدس و از آنجا که پدر لباس مقدس سپاه را بر تن داشت و دائما در حال ماموریت بود، محمد حسن هم از همان دوران با مفهوم جهاد و شهادت به خوبی آشنایی پیدا کرد. دوست داشت خودش هم مثل پدر لباس رزم به تن کند و جبهه برود اما سن و سالش کم بود. آرزوی دیرینه او برای شرکت در عرصه جهاد با دشمن در سال 94 وقتی برای اولین بار برای جنگ با نیروهای تکفیری به سوریه رفت تحقق یافت. گفتگوی ما با خانم «راضیه بیگلری‌نیا» همسر این شهید والا مقام را در ادامه می‌خوانید. 

شهید رجایی‌فر چند مرتبه به سوریه اعزام شدند؟ 

دو مرتبه. اولین بار دیماه سال نود و چهار بود که مدت 20 روز در حال مبارزه با دشمن بودند و بعد از این مدت به خاطر اینکه از ناحیه کتف مجروح شده بود برای معالجه و درمان به کشور برگشت. بار دوم چهاردهم فروردین سال نود و پنج بود که اعزام شد. 

نحوه شهادت ایشان را چگونه برای شما روایت کرده‌اند؟ 

همسرم در اعزام دوم بعد از 22 روز حضور در مناطق عملیاتی حلب، خان طومان و دیگر مناطق عملیاتی سوریه، روز پنجشنبه هفدهم اردیبهشت سال 95 در حالیکه نیروها در زمان نه صلح و نه جنگ بودند،  مورد هجوم همه جانبه از جمله حملات  انتحاری دشمنان به ظاهر مسلمان احرارالشام ، جیش الفتح ، داعش و... قرار گرفتند که به همراه 14 لاله خونین بال استان لاله خیز مازندران در منطقه خان طومان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.  

از آخرین وداع خود با شهید بگویید؟ 

ساعت یازده و ربع شب چهاردهم فروردین سال 95 به صورت تلفنی برای اعزام فراخوان شد در فاصله 5 دقیقه‌ای ساکش را بست و سریع وساده با ما خداحافظی کرد و رفت.

مهمترین انگیزه شهید رجایی‌فر از رفتن به سوریه چه بود؟ 

عشقی که به حضرت زینب(س) و حضرت رقه(س) داشت باعث شد که براد دفاع از حرم به سوریه برود و اجازه ندهد دست دشمن به حرم ناموس اهل بیت(ع) برسد. 

از ویژگی‌های اخلاقی شهید تعریف کنید؟ 

حسن آقا فردی بسیار صبور، کاری، خستگی ناپذیر، فداکار و مهربان بود. خیلی دوست داشت به دیگران کمک کند. یک سال برای مسافرت به شیراز که منزل یکی از آشنایان دورمان بود رفتیم، وقتی که رسیدیم، چون از قبل هماهنگ نکرده بودیم متوجه شدیم که میزبان عروسی دارد.روز عروسی، داماد ماشین عروس ندارد و هر چه گشتند در همسایه و فامیل نتوانستند که ماشین عروس تهیه کنند. حسن آقا خود پیش دستی کرد و ماشین خود را در اختیار آنها قرار داد تا به عنوان ماشین عروس از ان استفاده کنند. همیشه از هر فرصتی برای کمک به دیگران استفاده می‌کرد. 

به نظر شما کدام ویژگی حسن رجایی فر را لایق شهادت کرد؟ 

حسن آقا همیشه آرزو داشت که با شهادت از این دنیا برود. برای همین مدام در قنوت نماز دعای «اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک» را می‌خواند. به نظر من اهمیت به نماز اول وقت، خواندن نماز شب و مانوس بودن با قرآن او را لایق این مقام رفیع یعنی شهادت در راه خدا کرد.  

از بین شهدای دوران دفاع مقدس بیشتر با کدام شهید مانوس بودند؟ 

شهید مصطفی چمران.  

در یک جمله شهید رجایی فر را چگونه توصیف می‌کنید؟ 

مردی آسمانی و ملکوتی. 

یک جمله از شهید رجایی‌فر؟ 

دیگران را ببخشید تا خداوند هم شما را ببخشد. 

فرازی از وصیتنامه این شهید والامقام؟ 

به عالمان دینی سر بزنید زیرا دیدار با ابرار انسان را به خدا نزدیک می‌کند. 

به عنوان همسر شهید بفرمایید چگونه می‌توانیم ادامه دهنده راه شهدا باشیم؟ 

طبق کلام مقام معظم رهبری زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کمتر ار شهادت نیست. با مروری بر زندگی شهدا متوجه می‌شویم که همه آن بزرگواران مقید به خواندن نماز اول وقت بودند و همچنین به حفظ حجاب بانوان هم تاکید داشتند. ما هم می‌توانیم به رعایت این دو نکته راه آن مردان آسمانی را ادامه بدهیم. 

وقتی خبر پیروزی جبهه مقاومت و نابودی داعش را شنیدید چه احساسی داشتید؟ 

خیلی خوشحال بودم. احساس می‌کردم خون شهدا به ثمر نشسته است و یک بار دیگر قدرت اسلام به جهانیان ثابت شد و باز هم حق در برابر باطل به پیروزی رسید.

در بهار آزادی جای شهدا خالی

پنجشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۴ ب.ظ


پوستر جشن آزادی در شب عید مبعث، به شادباش پیروزی رزمندگان اسلام بر داعش با تصویری از شهید حججی و شهید همدانی  در فرهنگسرای انقلاب رونمایی شد.