مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

آخرین دیدار با"شهید

سه شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ

همسر شهید مدافع علی یزدانی 

امروز به یاد آخرین دیدارمون با شهید علی اومدیم فرودگاه مهرآباد . همون جاییکه بچه ها با پدرشان خداحافظی کردن به امید اینکه ۲۰ روز بعد به استقبال پدر بیایند ولی ....؛  یادش بخیر یک سال از آخرین دیدارمون میگذره . قرار نبود قبل عید بره ماموریت گفته بود نیروها رفتند و دیگه به حضور من نیازی نیست.ساعت 5 غروب دوم اسفند بود که با من تماس گرفت و گفت باید برم عراق.اول ازش خواستم نره ولی دیدم تصمیمش جدیه و میخواد بره. گفت ساکم رو بیار مهرآباد آخر تماسش هم گفت راستی تونستی بچه هاروهم بیار . انگار همه چیز دست بدست هم داده بود تا من در مقابل این رفتن سکوت کنم و برخلاف بارهای قبل که از رفتنش رضایتی نداشتم این بار با رضایت تمام ساکش را آماده کنم و با بچه هاراهی فرودگاه شوم. میدون آزادی محل قرار ما بود شهید علی را سوار ماشین کردیم و راهی مهرآباد شدیم . ترافیک زیادی بود با خنده گفتم علی، بعیده با این ترافیک برسی . لبخند و آرامش همیشگی بر چهره و لبانش جاری شد و گفت : مهم نیست نمیرم . اصلا هر چی قسمت باشه . وقتی به فرودگاه رسیدیم از جلوی در ورودیش پیاده شد و از روی ماشینها میپرید و خودش رو به دوستانش رسوند تا بلیط پروازش رو بگیره وجانمونه. آرامشی در دلم بود که هیچ وقت در سفرهای قبلیش نداشتم . بلیط رو گرفت و باز اومد پیش ما تو محوطه فرودگاه روبروی ترمینال یک با بچه ها کلی بازی کرد . وقت خداحافظی بود بمن گفت چی میخوای بیارم خنده ای کردم و گفتم سلامتی خودت.به زهرا گفت دخترم زهرا چی میخواد بابا بیاره برات زهرا به اطراف نگاهی کرد و گفت پرچم.بابا علی برام پرچم ایران بیار . شهید علی با خنده ای گفت آخه من تو عراق پرچم ایران از کجا پیداکنم .زهرا انتخابش رو کرده بود و مصمم میگفت باباعلی من پرچم میخوام شهید علی هم گفت باشه گلم میارم برات و خداحافظی کرد و رفت به امید اینکه زود برگردد . غافل از اینکه این آخرین دیدار ما بود زهرا وقتی به ماشین برگشت  گریه میکرد و میگفت بازم باباعلی منو تنها گذاشت و رفت و هیچ چیز آرومش نمیکرد. انگار زهرا کوچولوی ما فهمیده بودکه این آخرین دیداربا باباش بود.راز پرچم خواستن زهرا رو هم روز تشییع پیکر مطهرش فهمیدیم که تابوت شهیدعلی با پرچم ایران مزین شده بود و همون پرچم تا مدتها بر سر مزارش بود.

کانال شهید @Shahid Ali Yazdani

شهید مدافع حرم علی یزدانی

بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم 

https://telegram.me/joinchat/BdZTPjviYcr6KyA7rrEs9w

  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">