مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

وصیت نامه شهید حمیدرضا اسداللهی

پنجشنبه, ۱۰ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۴۴ ب.ظ

صحبتی با امام مهدی ( ع )

در ابتدا صحبتی با سید و مولایم امام زمان ( ع ) دارم ،

 ای سید و مولایم ! آقاجان !

 از تو ممنوم به خاطر تمام محبت‌هایی که در دوران دنیا به من ارزانی داشتی و شرمنده ام که شاکر این همه نعمت نبودم ، اما امید به رحمت و کرم این خانواده دارم و با این امید زنده ام .

گرچه برای تربیت شدن و سرباز تو شدن تلاشی نکرده ام ، اما به آن امید جان می‌دهم که در آن روز موعود که ندا می‌دهند از قبرهایتان بیرون آیید و به یاری مولایتان بشتابید ، من هم به اذن مولایم در حالی که شمشیر به کمر بسته ام ، از قبر بیرون آمده و پای رکاب شما سربازی کنم ، آرزوی بزرگی است ، اما آرزو بر جوانان عیب نیست .

در دوران زندگی ام سعی کردم هیچ موضوع شخصی و دنیایی را از شما نخواهم و شما را قسم ندهم ،

 اما الان در حرم جدتان امام رضا ( ع ) شما را به مادرتان قسم می‌دهم که همۀ جوانان این انقلاب اسلامی و در آخر این حقیر عاصی را برای نصرت خودتان تربیت کنید و برای سربازی خودتان به کار گیرید .

آقاجان ! 

به من می‌‌گویند تو زن و بچه داری ، چرا به جهاد می‌روی؟ 

آقاجان ! 

مگر من برای همسر و فرزندانم چه کرده ام؟ 

هرچه بوده از لطف و عنایت شما بوده است . 

آقاجان ! 

برخی نمی‌دانند وقتی من از تو جدا شدم ، آن روز باید نگران من شوند 

و ان‌شاءالله که آن روز را نبینند .

من ، همسر و دو فرزندم خودمان را سربازانی در پادگان تو می‌دانیم ،

 حال یکی از این سربازان عزم مأموریت دارد و مشکلی پیش نمی‌آید ؛ چون فرمانده بالای سر خانواده هست 

و فقط باید مواظب باشیم تا از این پادگان اخراج نشویم ، 

آقاجان ! 

تو کمک مان کن ، زندگی چقدر شیرین می‌شود وقتی که پادگان تو شود و این زندگی همان بهشت است .

صحبتی با نائب امام زمان ( ع ) و ولیّ امر مسلمین

رهبر عزیزم !

 از آن روز که اندک شناختی به جایگاه شما پیدا کردم و روز به روز این شناخت بیشتر شد ، مسئولیت هم نسبت به شما بیشتر شد . 

این را فهمیدم که در نظام الهی رفتار در قبال شما ، همان رفتار در قبال امام زمان ( ع ) است 

و این را فهمیدم که مجوز شفاعت اهل بیت ( ع ) نسبت به من ، در رضایت شما است ، 

آقاجان ! 

اگر رضایت شما نباشد ، خدا و امام زمان ( ع ) هم از من راضی نیستند . 

می‌دانم که سرباز خوبی برای شما نبودم ، اما سعی داشتم که هم خود و هم خانواده ام نسبت به اوامر شما مطیع باشند .

از آن روزی که شنیدم رضایت شما بر آن است که سوریه نباید سقوط کند ، خواستم من هم سهمی برای اجرای این فرمان داشته باشم 

و حال که توفیق جهاد در این عرصه قسمتم شده است ، خدا را شاکر هستم و از خدا می‌خواهم که در این عرصه مؤثر و مفید باشم .

رهبر عزیزم ، لبیک به فرمان شما همان تکبیر حج است ، همان لبیک به رسول الله ( ص ) و همان لبیک یا حسین است 

و این را امام بزرگوار به ما یاد داد ، چون ولایت فقیه همان ولایت رسول الله ( ص ) است . 

برایم دعا کنید و از من راضی باشید.


  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">