مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

مدافعان حرم (پروانه های شهر دمشق)

در این وبلاگ شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) معرفی می شوند.

در این وبلاگ سعی می شود با معرفی شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، گوشه ای از رشادت های این غیور مردان به تصویر کشیده شود.

آخرین نظرات
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۵۳ - قالب رضا
    عالی

گفتگو با خواهر شهید علی یعقوبی ۲

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۲۸ ب.ظ

شهید در کدام منطقه  از سوریه شهید شدند و از چه ناحیه?

حلب عملیات نبل و الزهراء سر و صورت.

ایشون در وصیت نامه اشون بر چه چیزی تاکید داشتند?

اگر عکسی یا گزیده ای از وصیت نامه شهید بزرگوار رو دارید ممنون میشم بفرستید.

 وصیت نامه ایشون  پیدا نشده.

به نظر شما چه عملی از ایشان باعث پذیرفته شدنشون  در محضر بی بی زینب جان س بود؟

گذشت وایثارشون.

دیدار با رهبر  انقلاب داشتید?

نه متسفانه  خیلی مشتاقم ولی لیاقت نداشتم  یکی از آرزو هام هست دیدن رهبر کبیرانقلاب  دعاا کنید قسمتم بشه 

لیاقت دنیا برای شماست انشاالله حاجت رواشید واز نزدیک زیارتشون کنید.

خواب برادر شهیدتون رو دیدید?

حضور ایشون رو چه طور حس می کنید?

بله چند بار من و برادر بزرگم همسرم خواب علی رو دیدیم  همیشه خوشحال سرحال بوده  شاد 

پدر و مادر شهید در قید حیات هستند?

وقتی متوجه رفتن برادرتون به سوریه شدند چه عکس العملی نشون دادند؟

چهارماه بعد شهادت علی  مادر و پدر فوت کردن تاریخ فوت مادر شهید۹۵/۳/۱۰ تاریخ فوت پدرشهید۹۵/۳/۱۵

مادرم که سه ماهی در بستر بیماری بودن پدرمم  بعد فوت مادرم وقتی خبر فوت مادرم بهش دادیم حالش بد شد  تا این که ۵ روز بعد فوت مادرم پدرم فوت شدن.

بانوی  بزرگوار امیدوارم خداوند بهتون صبر زینبی عطا کنه و زینب وار زندگیتونو ادامه بدهید.

اول میگفت میرم سوریه باورم نشد تا این که با پدرم که در تماس بودم گفت کوله پشتی گرفته وسایلشو جمع کرده بهش زنگ زدم گفتم علی تو جایی نمیری خندید گفت کجا برم نشستم گفت بابا بهم گفت چکار کردی خندید حرفو عوض کرد تا این که چند روز بعد پدر تماس گرفت گفت علی رفت زنگ زدم گوشیش خاموش بود یه دو سه هفته بعد زنگ زدم سوریه باهاش حرف بزنم از ساعت ۳ بعد ظهر منتظر ماندم زنگ میزدم میگفت الان میاد دوباره زنگ میزدم جواب نمیداد اخر ساعت ۶ غروب بود که زنگ زدم جواب داد گفت اونجایی که علی هست گوشی نیست باید صبر کنی تا گوشی رو ببرم ساعت  ۹ شب بود که گوشی دستش رسید باهاش حرف زدم کلی پشت گوشی باهاش دعوا کردم  ولی هی میخندید گفت من جام راحته  بعدم با همسرم حرف زد بعد با بچه هام.

پیکر مطهر شهید رو به شما نشون دادند?

فقط برادر بزرگم دیدن اون دفعه  اولی که تماس گرفتن  براشناسایی رفته بود.

و در آخر توصیه شما به برادران و خواهران ,مخصوصا بانوانی که آرزو دارند مدافع حرم باشند چیست?

توصیه من برای برادران  اینه که  پاک بی ریا زندگی کنن مثل  مولا ما امام علی (ع)توصیه من برای خوهران عزیز این هست که مدافع حجاب حضرت زینب و مادرش حضرت فاطمه زهرا باشن که خدایی نکرده شرمنده نشیم.



  • خادم اهل بیت (ع)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">